تاريخ : ۱۳۹۸/۰۱/۰۹ | 21:55 | نویسنده : احمدرضا حیدری

 به نام خدا

سی سال کارپرورشی

:                              سلام

قسمت هشتم:

از این حدود چهل پنجاه نفری که به عنوان مربی پرورشی بصورت آزمون داخلی استان وارد مرکز شده و تحصیل می کردیم سهمیه شهرستانی نبودیم و متعلق به اداره کل آ.پ استان بودیم . به همین خاطر در آخر شهریور ماه جلسه ای خاص به منظور تقسیم بندی ما بین شهرستان ها برگزارشد. این جلسه تا آنجایی که یادم می آید در سالن سینما تربیت، حوالی سینما فانوس  برگزار گردید. در این جلسه برنامه های مختلفی از جمله سخنرانی محمد عباسی معاون پرورشی اداره کل بود. تا آنجایی که یادم هست از پرورشی و مربی پرورشی هیچ چیز نمی دانستم . سخنان محمد عباسی هم انحرافی کلی در روند کاری بعد ما شد. تا آن موقع کلمه ی جاسوس در باب یک معلم یا مربی  نشنیده بودم .و همان روز محمد عباسی بیان کرد که شما در مدرسه طوری رفتار نکنید تا به شما جاسوس بگویند. البته جاسوس در نظامهای سیاسی  یا در قالب های درز دادن اطلاعات توسط بعض نیروهای امنیتی کشورها شنیده بودم اما در باره ی معلم و مربی پرورشی  پیشینه جاسوسی نشنیده بودم . به هر نحو این کلمه بر پیکره ی پر اشتیاق ما برای ورود به دنیای فرهنگ لطمه ی شدیدی وارد نمود،.اما تقسیمات اینطور بود که بر اساس امتیاز نعیین می نمودند. براساس فاکتورهایی امتیاز بندی کرده بودند که یکی از آنها حضور در جبهه بود. هر کدام از ما امتیازی داشتیم و نفرات را بر اساس امتیازردیف کرده بودند. و اسم هر نفر که خوانده می شد از او پرسیده می شد که کدام شهرستان می روی؟ شهرسنان های فلان و بهمان خالی هستند. و آن فرد هم یا بر اساس علاقه اش و یا بنا بر نزدیک بودن به محل زندگی اش انتخاب می نمود. افراد دارای بیشترین امتیاز بوشهر را انتخاب نمودند و کمترین ها هم بنابر جبر، شهرستان های دیر و کنگان رفتند. این بنده هم یک امتیاز تا انتخاب شهر بوشهر فاصله داشتم که اگر همه ی ماههای جبهه ام را آورده بودم بطور حتم می توانستم بوشهررا انتخاب کنم . اما یک امتیاز کم آوردم . و در نهایت شهرستان دشتی را انتخاب نمودم.  این برنامه پس از تقسیم بندی نفرات و دادن گواهی حضور در شهرستان محل خدمت خود پایان یافت


                  احمدرضاحیدری

 .

...

.