دشتی
دشتی یا منطقه دشتی سرزمینی تاریخی فرهنگی، قدیمی و وسیع در میانه استان بوشهر که عملاً شهرستانهای دشتی و دیر و چه بسا فراتر از آن را در بر میگیرد. دشتی منطقهای فرهنگی زبانی که مهمترین هویت آن گویش دشتی و هسته سرزمینی آن ناحیه مندستان (امروزه بخش کاکی و بخش بردخون) میباشد. در مرتبه بعد اشتراکات فرهنگی را شامل میشود.
موقعیت تاریخی
سرزمین دشتی از زمان ساسانیان و در دوره اسلامی جزئی از ایالت فارس بوده از توابع ولایت یا کوره اردشیر بودهاست. در دوره زندیه به این نام در منابع بچشم میخورد و در عهد قاجار ناحیه ای از گرمسیرات فارس به مرکزیت کاکی بوده و خود شامل ۵ بلوک یا ناحیه بودهاست. از شرق به بلوک گله دار، از شمال به بلوک فراشبند و کازرون و خشت و از مغرب و جنوب به دشتستان و خلیج فارس منتهی میشدهاست. درازای آن از ناحیه بردستان تا تنگ ارم ناحیه بلوک ۳۶ فرسنگ و پهنای آن از سه گاه طسوج تا کلات ناحیه ماندستان ۱۸ فرسنگ میباشد. بلوکهای پنجگانه آن: بردستان (شرق کاکی قصبه آن بردستان و بندر دیر بودهاست در جنوب بلوک سنا منتهی به خلیج فارس)، بلوک (منطقه کوهستانی در شمال بلوک طسوج منتهی به فراشبند، کازرون، خشت و دشتستان)، سنا (در شمال بلوک مندستان و جنوب بلوک طسوج)، طسوج (منطقه کوهستانی قصبه آن تنگ باغ بوده در جنوب ناحیه بلوک و شمال سنا منتهی به فراشبند) و مندستان (ناحیه مرکزی دشتی در غرب بلوک سنا منتهی به دشتستان و خلیج فارس)) بودهاست. ناحیهٔ ماندستان که به نوشتهٔ فسایی، شالوده و بنیان بلوک دشتی بوده، در دورهٔ قاجار، یکی از نواحی پنجگانهٔ آن بلوک بهشمار میرفتهاست.
در جریان جنگ جهانی اول (۱۹۱۴–۱۹۱۸) اهالی دشتی سهم عمدهای در مبارزات علیه انگلیس داشتند. در دوره پهلوی دوم سواحل خلیجفارس را از جنوبِ ناحیه تنگستان تا نزدیک بندر کنگان، شامل دهستانهای لاور، کبکان، بردخون و دیّر، سواحل دشتی گفته میشد، علاوه بر خرما در این ناحیه کشت برنج نیز رواج داشت.
از قدیم محل مراوده آشوریان بابل سومر و اکد و رفت وآمد فینیقیان و تدمیریان بوده در دوره عیلامیان و هخامنشی و سلوکی و اشکانی و ساسانی از مناطق آباد بودهاست؛ و آثاری از این دوره ساسانی بجا ماندهاست. نپارخوس فرمانده اسکندر از این منطقه عبور کردهاست؛ و در دوره ساسانی بتانه بندر آباد دشتی بودهاست. سال ۱۸ یا ۱۹ قمری همراه با جنوب ایران با فرماندهی عثمان بن ابی العاص بدست مسلمانان افتاد.
در حدود سال ۶۰۰ قمری فردی به نام فارس بن شهوان الضیغمی الشمری همراه قبیله اش از نجد عربستان و از طریق خور العدید در جنوب قطر به سیراف هجرت کرده و پس از مدتی و با اجازه اتابکان فارس توانست همراه قبیله اش به نواحی دشتی کوچ کند. نوادگان او توانستند مقام ضابطگی و فرمانروایی بلوکات دشتی به دست آورند و تا امروز غالب جمعیت منطقه دشتی را همین قبیله تشکیل میدهند. بعد از هجرت این قبیله قبایل دیگری نیز به این منطقه کوچ کردند که غالب آنها قبایل عرب تبار میباشند.
طبیعت
رودخانههای دائمی مند، دشت پلنگ و رودخانه شیرین باغان نیز از رودهای دایمی در شهرستان دشتی هستند. مهمترین محصولات زارعی گندم آبی، گوجه فرنگی، جالیز، کنجد، پیاز، سیب زمینی، گندم دیم، سبزیجات، مرکبات، نخیلات (دیم و آبی) و کنار پیوندی میباشد.
گردشگری
گنبد نمکی دشتی، محرابه مند، کلوتهای مند، قلعه دختر، امامزاده میرارم و امام زاده سلطان پیر هاشم، بقعه زیارت ساحلی، قلعه محمد خان، عمارت شیرینه، حسینیه و مسجد جامع درازی، حسینیه میرزای خورموج مهمترین آثار تاریخی و گردشگری در شهرستان دشتی از منطقه دشتی است.
مردمشناسی
منطقه دشتی همواره مرکز علم و ادب و فرهنگ بودهاست. وجود مراکز و حوزههای متعدد علمیه، دارالعلمها، مساجد و مکتب خانهها از قدیم الایام در نقاط مختلف دشتی از خورموج تا بردخون، از درازی تا گنخک، از شنبه تا بردستان، از میانخره تا کاکی و… دلیلی بر این مدعاست. به سبب همین تاریخ بی بدیل و وجود دهها عالم و شاعر و نویسنده و محقق و استاد و روحانی و مبارز و شهید این منطقه بوده که منطقه دشتی (و شهرستان دشتی) به عنوان «نگین فرهنگی جنوب» معرفی شدهاست.
مردم دشتی از قدیم به داشتن ادب و مهمان نوازی و سلحشوری و آزادگی شهره بوده و هستند. مردم این منطقه در امر آموزش و تحصیل و امور ادبی و فرهنگی و مذهبی همواره سرآمد و پیشتاز بودهاند، به گونه ای که اولین مورخ، شاعر (چه در زمینه کلاسیک و چه در زمینه شعر محلی)، روزنامهنگاری، ادبیات داستانی، تبلیغ دین و عرصه شهادت و ایثار و انقلاب در استان بوشهر از این دیار برخواسته اند.
عمده طوایف مردم دشتی شامل: عمرانی (در شهرستان دیر) - بحرانی (اصالتا از بحرین) - فقها (اصالتا از لارستان و ساکن میانه دشتی) - حاجیانی (از نسل فارس ابن شعبان میباشند که در زمان اتابک تکله از سلسله اتابکان فارس از شبه جزیره عربستان مهاجرت کرده و در مغدان ریگ (مهدو) ساکن شدند - خوانین دشتی از این نسلند) - شیخیانی (نیز از عربستان مهاجر شدند) - ساربانان - خواجه (مهاجر از بهبهان در یک سده پیش) - لرها (مهاجر از بهببهان و اندکند) - میرزاها (اندکند) - ملاها (مکتبداران موروثی) - روسا (نمایندگان خوانین) - سیدها (سادات اکثراً از نسل زید بن علی) - صالح احمدی (خوانین قدیم دشتی) - طوایف کوچکتر شامل: دباشیها و دهدارها و کبگانیها و خنسیرها و محلیها و قائدها و شیخیانیها و شیخها و تنگسیرها و عمروها
حاجیانی و شیخانیها دو طایفه بزرگ دشتی بودند که از عربستان به دشتی آمدند. شیخیانیها در ناحیه ای در شمال رود مند اقامت گزیدند و حاجیانیها در جنوب رود مند ساکن شدند
گویش مردم منطقه دشتی گویش دشتی است.
گویش دشتی ریشه در زبان باستان ایران و زبان پهلوی ساسانی دارد. گویش دشتی از دقیقترین و از نظر استقلال زبانهای محلی از خالصترین گویشهای جنوب ایران است که اغلب کلمات اصیل فارسی در آن وجود دارد. شاخههای این گویش از حدود جغرافیایی دشتی گذشته، تا بنادر ثلاثه و توابع آن ادامه دارد و حتی در منطقه کوهستانی جم و ریز اغلب کلمات به صورت فصیح کتابی استعمال میشود. یکی از نشانههای اصالت گویش دشتی (منطقه دشتی) این است که هنوز واژه و لغاتی از زبان پهلوی ساسانی در آن وجود دارد چنانکه در بعضی از روستاههای دشتی که کمتر تحت تأثیر زبان عربی و سایر زبانهای بیگانه قرار گرفتهاند برخی از کلمات و واژههای زبان پهلوی محفوظ ماندهاست. بهطور مثال لغت کٌهنه «Kohne» را کوهنه «Kwahne» تلفظ میکنند که در زبان پارسی باستان کوهنک «Kwahnak» بوده تنها تغییری که بر این لغت عارض شده تبدیل حرف «کاف» در آخر کلمه به «ها» غیر ملفوظ است یا لغت خوش از خوَش «Xwas» و خورد از خوَرد «Xward» تلفظ میکنند هم چنین واژگان «شتر» اشتر «Ostor» اِشتُو «Estow» «شتاب» و… همگی بازمانده زبان پهلوی جنوبی یعنی زبان رایج روزگار ساسانی است.
.: Weblog Themes By Pichak :.


