بنام خدا
مکتب خانه ی مرحوم حسین صفدری
مقدمه
مکتب خانه در گذشته جایی بوده است که به کودکان،نوجوانان و جوانان قرآن و بعض کتاب های فارسی مانند شاهنامة فردوسی ، گلستان سعدی و غیره آموزش می دادند. اما در روستای ما یک مکتب خانه داشتیم که فقط در آن قرآن آموزش داده می شد. نوع آموزش بشیوه ی بسیار قدیم و بصورت هجایی بود به همین خاطر آموزش دیدگان علاقه مند در آن خیلی سریع و با تمام کردن جزء سی ام قرآن(عم جزء) که بطور معمول و ابتدا به ساکن آموزش داده می شد به تمام قرآن تسلت پیدا می کردند. امروزه از اول ابتدایی تا پایان دبیرستان آموزش قرآن بشیوه و سبک نوین داده می شود اما دریغ از این که خیلی از آنها روخوانی آن آموخته باشند. این مکتب خانه به وسیله مرحوم حسین صفدری اداره شده و آموزش هم به عهده ی خودش بود. این دوره در تابستان هرسال اجرا می شد.
تعریف مکتب
مکتب یا مکتبخانه مکانی که در آن معمولاً یک استاد فن آموزش های مختلف که گاهاً تحصیل کردةعلوم دینی بود به کار آموزش میپردازد این گونه مکانهای آموزشی امروزه در کشورهایی همچون پاکستان و افغانستان که با مدارس کلاسیک امروزی هم آشنا هستند هنوز رایج است ولی در ایران برای آموزش فارسی،حساب وغیره... جای خود را به مدرسه امروزی و کلاسیک دادهاست. نظام آموزش سنتی ایران درتمامی ادوارکهن بخصوص دورة نزدیک به ما یعنی قاجاریه را میتوان نظام مکتب خانهای قدیم نامید. فلسفه آموزش دهندگان این نظام و اولیاء آموزش دیدگان بیشتر بر تربیت شاگردان مذهبی و آموختن شرعیات دینی و مذهبی بود. بدین خاطر اهم این مکتب خانه ها آموزش قرآن و مسایل شرعیه بوده است.تا زمان ناصرالدین شاه قاجار مدرسه به صورت امروزی آنچنان در ایران وجود نداشت و تنها مکتب حانه بود که آموزش های فارسی و دینی البته به صورت محدود به کودکان و نوجوانان میداد.و این جوانان پس از خروج از این مدارس ملا نامیده می شدند یعنی کسی که سواد مکتبی دارد.
انواع مکتب خانه
درایران مکتب خانه ها به دو نوع خصوصی و عمومی تقسیم میشد. نوع خصوصی برای فرزندان اعیان و اشراف و عمومی برای برای فرزندان عامة مردم بود. شهرها و روستاهای بزرگ در هر محله ی خود چندین مکتب خانه ی دایر داشتند اما در روستاهای بسیار کوچک مانند روستای ما یا نبود و یا یک مکتب خانه بیش نبود.اگر هم نبود جوانان و نوجوانان به روستای همجوار که مکتب خانه داشت می رفتند. تا زمانی که مرحوم حسین صفدری در روستا مکتب خانه ایجاد نکرده بود بچه های روستا به روستای همجوار نزد مرحوم زایرحسین حاتم می رفتند.
محل مکتب خانه
محل مکتب خانه معمولاً در شهرها و روستاهای بزرگ یک دکان یا یک اتاق بزرگی بود که از اصلی ترین اجزای بکار رفته درساخت آن میتوان به حصیر ، نمد کهنه و مندرس گاهی گُردینه ی نخل همراه با میزی کوتاه، تشکچه و مکتب دار و چند ترکه ی چوب و فلک اشاره کرد . چوب و فلک برای ترساندن شاگردان برای یاگیری بهتر و زودتر بود و گاهی هم برای تنبیه شاگرد استفاده می کردند . که همان چوب و فلک آن روز ، به انواع و اقسام دیگری از تنبیه فیزیکی و روحی در مدارس کلاسیک امروزی تبدیل شده است.
دروس تدریس شده
در مکتب خانه های عمده ی شهرها و روستاهای بزرگ شامل نصاب الصبیان، صرف میر فارسی، شرخ تعریف، عوامل منظومه شرح سیوطی، الفیه، شرح نظام، شرح جامی در نحو و صرف و حاشیه ملا عبدالله، کلیات سعدی ، خمسه نظامی و... بود. اما در روستاهای کوچک فقط قرآن آموزش داده می شد. در مکتب خانه از فلک برای تنبیه کودکان استفاده میشد. بنحوی که اگر خطایی رخ می دادمکتب دار فلک را به پای کودک میبست و خود او یا یکی از شاگردان با ترکه به کف پای او میکوبید.گاهی آنقدر کوبیده می شد که راه رفتن را سخت می کرد. همچنین درکلاس از یک ترکة کوتاه برای شاگردان نزدیک و یک ترکة بلند برای شاگردان دورتر استفاده میشد تا استاد زحمت آمد و رفت بین شاگردان نداشته باشند و از راه دور آنها را کنترل نمایند.
مکتب دار
عنوان مکتب دار معمولاً به کسی داده می شد که مکتب را اداره می کرد. مکتب دار پسرانه را میرزا و مکتب دار دخترانه را ملاباجی میخواندند که این دو دارای سواد زیادی نبودند . شهریه مکتب خانه که معمولاً حق التدریس مکتب خانه بود توسط خانوادة شاگردان پرداخت میشد و دولت یا حاکم منطقه، نقشی در آن نداشت .( ازخشت تا خشت :محمود کتیرایی)
مکتب دارشهرهاو روستاهای بزرگ معمولاً بجز عواید شهریه دانش آموزان، از راه عریضه نویسی، کاغذ نویسی و کاغذخوانی(نامه نگاری)، استخاره و همچنین رسیدگی به امور جزئی شرعی اهالی نیز در آمد داشت . (ازخشت تا خشت :محمود کتیرایی)
مکتب پسران
سن آغاز تحصیل برای کودکان حدود پنج سالگی بودهاست. پس از آموختن هجا و ابجد (الفبای عربی)، رسم بر این بود که شاگرد باید یک کله قند برای استاد میبردهاست. آموزش بعدی روخوانی جزء آخر قرآن(عم جزء) بوده و در همین حین نیز خواندن یک کتاب فارسی (معمولاً گلستان سعدی ، خاله سوسکه ، عاق والدین ، ترسل )به کودک آموزش داده میشده. این روند تا هنگامی که کودک هشت ساله شود ادامه مییافته و پس از آن به پسران نوشتن میآموختند. علاوه بر نوشتن حروف، حساب و شرعیات (بر اساس رساله مرجع تقلید زمان) نیز به پسران آموخته میشد. پایان دوره آموزشی (که معمولاً پایان اطلاعات مکتب دار نیز بود) در اینجا فرامیرسید. (ازخشت تا خشت :محمود کتیرایی)
مکتب دختران
آموزش خواندن برای دختران مجاز بوده؛ ولی دختران نوشتن نباید میآموختند؛ و معروف بوده «دختر، مشق که بلد شد، کاغذپرانی میکند» (یعنی نامه عاشقانه مینویسد)( ازخشت تا خشت :محمود کتیرایی)
دختر چو به کف گرفت خامه ارسال کند جواب نامه
آن نامه نشان روسیاهیست نامش چو نوشته شد گواهیست
همچنین دیدن دستخط دختر توسط مردان نامحرم درگذشته گناه بوده است. از سوی دیگر دختران در هشت یا نه سالگی وقت شوهر کردنشان بود؛ بنابراین معمول نبوده که دختر به غیر از خواندن چیزی یاد بگیرد.(ازخشت تا خشت :محمود کتیرایی)
تنبیه بدنی
در مکتب خانه از فلک برای تنبیه کودکان استفاده میشد. بنحوی که اگر خطایی رخ میداد مکتب دار فلک را به پای کودک میبست و با ترکه به کف پای او میکوبید. همچنین در مکتب خانه از یک ترکة کوتاه برای شاگردان نزدیک و یک ترکه بلند برای شاگردان دورتر استفاده میشد. (معماری مدارس دینی قاجار:زینب اکبری) بیم دادن از زیرزمین پر از عقرب است نیز از تنبیهات معمول مکتبخانهها بودهاست. برای دختران معمولاً از فلک استفاده نمیشدهاست . نیشگون گرفتن و سوزن پشت دست زدن، تنبیه معمول دختران بوده است.( ازخشت تا خشت :محمود کتیرایی)
افول مکتب خانه در ایران
از دوره صفویان ، ابتدا در اصفهان و سپس در تبریز و سایر شهرهای بزرگ ، میسیونرهای مذهبی اروپایی اقدام به دایر کردن آموزشگاههایی به سبک غربی نمودند. در انتهای دوره امیرکبیر ، دارالفنون تاسیس شد و از زمان مظفرالدین شاه قاجار ، دبستانو دبیرستان در ایران گشایش یافت. گذر از مکتب خانهها به مدارس شاید یکی از موضوعات مهم در تاریخ مشروطیت ایران به شمار رود. با آغاز به کاررضاه شاه سلسله ی پهلوی و گسترش مدارس رایگان، عملاً بساط مکتب خانههای عمده ایران برچیده شدو تنها در روستاهای کوچک و برای قرآن آموزی از آن استفاده می شد.( ازخشت تا خشت :محمود کتیرایی)
:برگرفته از مقاله ویکی پدیا
.: Weblog Themes By Pichak :.


